تبلیغات
تو یک لحظه پرنده باش
پریدن باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد
                                  

        اللهم انی اسئلک ........  را زیاد می خوانیم ...... اما  خواندن هایمان بوی خواستن نمی دهد .....

            زیاد می خوانیم .....اما  فقط و فقط از تو خواستن را نمی دانیم

        اللهم اسئلک .....
..

  

    



"
+تاریخ یکشنبه 8 تیر 1393ساعت 11:33 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

     
 232
              
             

           *  بعد ازین گوشه  ی دنجی زجهان مارا بس

                                                                                        خلوتی دور زشور وهیجان  مارابس

+ نمی دونم این حلزون عزیز چه قدر راه رفته چند ساعت یا چند روز تا که خودشو رسونده به همین

جا که می بینی حتمن حالا پیش خودش فکر می کنه این همه راهپیمایی ارزششو داشت که بیام

و بشینم  از همنشینی گل گاوزبون   لذت ببرم . شاید به خیالش امن ترین جای دنیاست و هیچ چیزی

نمی تونه اونو ازش بگیره  مثل ما آدما  که خیلی وقتا تا  می رسیم به یه جایی فکر می کنیم هیچ 

کس دیگه ای نمی تونه از مون بگیره ......... غافل از اینکه    خالقی داریم که نه تنها خالق ماست

  
خالق باد و طوفان و   سیل و زلزله هم هست .....!!

++  عید برهمه تون مبارک . روزها و لحظه هاتون پر از نقش های رنگین





"
+تاریخ جمعه 23 خرداد 1393ساعت 09:29 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

224
               برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید
به این فکر می کردم که روزها درست از ساعت صفر آغاز می شود , خورشید مثل همیشه

طلوع می کند زمین به حرکتش  به چرخیدنش ادامه می دهد و لحظه ای هم باز نمی ایستد

برگ برگ تقویم زندگی ورق می خورد .... به این فکر می کردم که روزها  علاوه برا اسم  طعم

هم دارند طعم شیرین  یا شاید طعم تلخ .روزهایی هم بودند اند  که  هیچ طعم و مزه  ای

نداشته اند برای ما شاید......  ,    طعم های تلخ یا شیرین   به روز های ما رنگ می دهند

خودشان رنگ دارند اصلا بدون اینکه ما بخواهیم رنگی برایش بزنیم ....

می دانی طعم شیرین بعضی از روزهای خاص با آن رنگی که زده است ...... هیچ وقت پاک

نمی شود . نه تنها از تقویم از ذهنت از  زندگی ات ......... طعم بعضی روز ها  خیلی خاص

و شیرین می نشیند  زیر زبانت  و تو دوست داری چشم هایت را ببندی همه ی ان روز را

بغل کنی حتی  اگر سال های سال گذشته باشد از  آن روز .....

یادت باشد  توی دفتر  روز نگار یا خاطراتت  بنویسی امروز برای من  یک روز خاص است

یک روز خاص با طعم خاص خودش ..... طعمی که هیچ یک از روزهای زندگی من تجربه 

 نکرده بودش طعم شیرین تولد تو . شیرین ترین طعم روزهای زندگی من است دخترم .

طعمی که نمی گویم  عسل  یا هر چیز شیرین دیگری چون تو  طعم شیرین خودت را می دهی .

یادت باشد بعضی روزها رنگ دارد   طعم دارد  بعضی روز ها پر است از لبخند خدا ....

مثل امروز روز تولد تو ............   مبارکت باشد دخترم .





"
+تاریخ سه شنبه 6 اسفند 1392ساعت 05:01 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

 206



  همیشه که نمی شود دغدغه هایت بزرگ باشد ان قدر بزرگ که   فکرو خیالت را مثل پیله ای بپوشاند دور خودش .. ان قدر بزرگ که حتی شب ها

 قبل از خواب با  همان فکر  به خواب بروی و شاید نیمه شب ها  با ترسی که یواش گوشه دلت لانه کرده و بیرون نمی رود از خواب بپری ...

دغدغه هایی هم هست که هیچ وقت تمام نمی شود ..حالا از نوع زنانه یا مادرانه اش هم که باشد  همیشه با تو هست   همیشه  گوشه ای

از دلت یا ذهنت را به خود مشغول کرده است و تو  دیگر با آن ها انس گرفته ای ...

این دغذغه های رنگی رنگی را دوست داری  گاهی همه ی دغدغه ات می تواند این باشد که  خیلی زود دست به کار شوی و برای روز های سرد

پاییز و زمستان همسر و دخترت  یک شال و کلاه ببافی  ... اینکه چه رنگی را انتخاب کنی  ؟!.......

در همین حوالی خیالی به سرت  می زند  برای همبازی  روز های شاد دخترت   هم می توانی با یک شال  و کلاه صورتی یا سبز مغز پسته ای

بیشتر خوشحالش کنی .....

حالا دغدغه ام این میشود که کاش می توانستم برای همه ی کودکان  بی پناه  سرزمینم یک شال و کلاه ببافم .......






"
+تاریخ یکشنبه 5 آبان 1392ساعت 06:47 ب.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

182

اینکه باید خودم رو سرزنش کنم  یا برنامه ی ماه عسل* رو که امسال هیچ رغبتی به دیدنش نداشتم و حتی سر جمع یه ساعت  ننشستم

پای برنامه اش  رو؟  اینکه شاید  نبایستی دنبال مقصر بگردم اصلا !! شاید بهتره  خاطرمو  التیام بدم و بگم این فقط  یه حس کنجکاوی

کودکانه بود و بس . نباید این قدر جدی نگرانش باشی ... ولی وقتی می شینی کنار دل مادرانه ات و دودوتا می کنی .. سبک سنگین

می کنی   چرتکه میندازی ... هر جور هم حساب می کنی  و آخرش مثل بعضی از این حسابدار ها که حساب و کتاب اشون به هم اصلن

نمی خوره که هیچ کلی هم این وسط معادله حل نشده باقی می مونه که نمی دونی از کجا و چه طور شده که تو نتونستی سر در بیاری ...

خلاصه با دل  و با عقل و    ....  با هر چی  سنجیدم نفهمیدم  . نفهمیدم که تو دختری فسقلی  من که تا دیرزو  برای

رفتن به اتاقت و دستشویی و حیاط و  ..... حتما بایستی دست های خودتو می ذاشتی تو دست های من  و بدون مامان جایی نمی رفتی

که البته داخل پرانتز بگما دارم یه فکر ایی هم می کنم برای این موضوع  ترس تو ...و این هم بماند که همه شاکی شدن از این همه ترس

در وجود تو ...واینکه چرا تو اصلن یه کم به مامانت نرفتی اخه که اصلن ترسی که نداشت هیچ کلی  هم از  بالارفتن دارو درخت و ارتفاع لذت

می برد  و هر وقت گم می شدم تو نوجونی  باید منو بالای درخت پشت خونه  پیدا م می کردن :) ....

چی شد که یه دفعه  دور از چشم ما رفتی و نشستی لبه ی پنجره و با صدای بلند داد زدی : خداحافظ  و من همچنان بی خیال تو غرق کارهای

خودم بود که دوباره داد زدی خداحافظ . وو قتی که برگشتم  تو رو اون جا دیدم  بدنم یخ کرد و پاهام سست  شد و راه رفتن از یادش رفت ..

فقط تونستم بگم بهت بیا پایین  از اون جا  !!و  تو با صدای پر از شور  و هیجا ن داد زدی مامان اگه من بپرم مگه فرشته ها مواظبم نیستن؟؟؟

 
+حالا تصور نکنید خب به مامانش رفته دیگه که از ارتفاع نمی ترسه ! نه این یه مورد استثنا بود کلا

* ماه عسل امسال رو گفتم منظورم همون برنامه ی که بچه 18 ماه ای  از طبقه ی چهارم ساختمان می افته پایین و هیچیش نمیشه هیچیش

   و دختری ما هم بیننده اش بود .





برچسب ها:فرشته ها، ترس، کنجکاوی کودکانه،
"
+تاریخ پنجشنبه 17 مرداد 1392ساعت 08:49 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

  برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید

                                                                                              خلاقیت =  بت شکنی

در واقع  خلاقیت را تکانه ی ذهنی  برای رام کردن تنشهای درونی دانسته اند . و خب دامنه ی خلاقیت  در انحصار هیچ

موضوع یا مطلب  و موردی نیست خوشبختانه ....

یک دانشمند به اندازه نویسنده ,  نویسنده به اندازه ی یک نقاش  , یک نقاش به اندازه ی یک پیشه ور می تونه خلاق باشه ....

چه خوب میشه در هر جایگاهی که هستیم اینو تجربه کنیم ....

به ویزه به اعتقاد من  به عنوان یک پدر  یا مادر  و یا معلم   سعی کنیم به هر نحوی قوه تخیل  بچه هارا بیشتر تقویت کنیم

کتاب های درسی البته جدید تر هاش تا یه حدی سعی می کنن که این اتفاق بیفته  اما کار زیاد داره ...
 
باور کنیم و جدی بگیریم  دنیای خیالی بچه هارو  که این حتمن در آینده به قدرت آفرینشگری بچه ها کمک زیادی می کنه


+ گاهی که ریحانه ام از بازی های تکراری حوصله اش سر میره  چند تا کلمه بی ربط   میدم بهش و ازش می خوام

برام یه جمله یا داستان بسازه

دیروز بهش گفتم با       دریا        حلزون       صندلی    برام جمله بساز

 ریحانه :  حلزون آرو م اروم خودشو به صندلی رسوند و از اون جا به دریا زل زد .


  یا  با ستاره    دفتر و    کفش           جمله ساخته


ریحانه      :  ستاره از اسمان دفتر و کفش خودشو انداخت پایین

وبعد نوبت خودشه که کلمه های بی  ربطشو به من بده تا من با هاش جمله بسازم ...... چه شود !!!


++ توی کلاس گاهی که بی کار میشدیم  از بچه هام می خواستم که  یه موجودی رو نقاشی کنن یا خلق کنن که

مثل همون شخصیت های محبوب کارتونی شون مرد عنکبوتی   بن تن   یا .....  باشه ....اما ساخته ی تخیل خودشون باشه .

متاسفانه با اینکه خیلی بچه های باهوشی بودن......

فقط کپی می کردن ...  بهره ی هوشی شرط کافی برای خلاقیت نیست فقط می تونه تا حدودی شرط لازم باشه ....


+++   دنیای خیالی بچه ها زیباست  اجازه بدیم بچه ها با خودشون حرف بزن  این کار اصلا دیوونگی نیست  ....

شاید گاهی بعضی سوال های فلسفی بچه ها ریشه در همون خیال هاشون داشته باشه

مثل سوال های ریحانه ی من وقتی سوار تاب بود پرسید:

                خدا   زنه یا مرد ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                بزرگه یا کوچک ؟؟؟؟؟؟؟؟؟؟

                فرشته ها از خدا کوچکترن یا بزرگتر!!!


++++ همیشه حل معماهای زندگی نیاز به کشف مجدد دارد .








"
+تاریخ جمعه 14 تیر 1392ساعت 03:20 ب.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

فال امروز :
 
            دل می رود زدستم  صاحب دلان خدا را            دردا که راز پنهان خواهد شد آشکارا

           کشتی شکستگانیم  ای باد شرطه برخیز             باشد  که  باز  بینیم  دیدار  آشنا را     





عزیزترینم . بهترینم . بهانه ی بودنم . امروز بهترین روز من و توست  ... روزی که  که  دست های کوچکت  قلم را دردست گرفت تا از جهل وتاریکی

به سوی  روشنایی و دانستن  قدم بگذاری..... روزی که
خوشحال بودیم خوشحال تر از هر وقت ...... چرا که امروز جشن با سواد شدنت را برگزار کردی

وخدای بزرگ و مهربان را سپاس می گویی  که تو را کمک کرد تا ان چه را که در گذشته نمی دانستی بیاموزی ...

اکنون دیگر خودت می توانی بخوانی ... خودت می توانی بنویسی .....وهیچ چیز زیبا تر و شیرین تر از این لحظات نیست ...

                    دخترکم با سواد شدنت مبارک

  


هدیه امروز :

  زندگی مثل پیانوست  دکمه های سیاه برای غم ها و دکمه های سفید برای شادی ها ست

اما زمانی می  توان آهنگ زیبایی نواخت که دکمه های سفید وسیاه را با هم فشار دهی .




"
+تاریخ دوشنبه 30 اردیبهشت 1392ساعت 04:34 ب.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()


امروز روز تولد توست و من هر روز بیش از پیش

به این راز پی می برم که تو خلق شده ای

برا ی من تا زیبا ترین لحظه ها را برایم ..

بسازی



دخترکم  بهانه ی بودنم

بهترین آهنگ زندگی من تپش قلب توست

وبهترین روز  روز شکفتنت...



تولدت مبارک


ریحانه جان


*************



"
+تاریخ جمعه 4 اسفند 1391ساعت 07:02 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()