تبلیغات
تو یک لحظه پرنده باش
پریدن باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد

در بزرگراه دین پیش می روم ودرخیابان عبادت،کناربوستان سجاده اندکی توقف می کنم.

در  فروشگاه زنجیره ای نماز که کارت ورود به جلسه قیامت توزیع می شود سبد رنگارنگ کالاهیی را

 می بینیم که «کامل ترین پاسخ به عالی ترین نیاز»مارابرآورده می سازد.

 

سرچهارراه انتخاب فواره بندگی بالارفته وبرخلاف فواره های بردگی زر و زو ر،هرگز پایین نمی ریزد چون از خلاچشمه ایمان ،سیراب شده است.

 

اتوبوس شرکت توحید با سرعت به طرف ایستگاه نیایش می رود وافراد باعجله بلیت ایمان می خرند تا بتوانندسوار شوند وسالم به مقصد آخرت برسند.

 

در گوشه وکنار بوستان عبادت سایه درختان دعا که دست بر آسمان بلند کرده اند،تمام زمین وزمان راپوشانده است /گلهای خشوع روی چمن بندگی خودنمایی می کنند.

 

آن طرف تر کوچه مرگ است که به گردن همه طناب انداخته است.چون رود همیشه جاری«کل نفس ذائه الموت»همه را با خود به سرچشمه ی هستی می برد.

پایان این کوچه به دوراهی«فی الجنات انعیم وفی النار فیها   خالدون»منتهی می شود.

انتخاب با خودت!

 

راستی یادم رفت خودم را معرفی کنم .من فرزند آدم وحوا

هستم.نام خانوادگی ام مسلمان است ودر

مدرسه ی تشیّع درس می خوانم .مدیر ما قرآن است که با همکاری برادرش نهج البلاغه،آیین زندگی وبندگی را به ما یاد می دهند.

ما چهارده معلم داریم واز وقتی که یادم می آید یکی از آنان غایب بوده است.اما از وقتی که چشم باز کرده ام  همیشه منتظرش هستم.خیلی دلم

 می خواهد زودتر بیاید چون شنیده ام وقتی بیایدمحله ستم راکه پشت مدرسه ما هست

 خراب می کند.

 

معلم ورزش ما می گوید:خداکند که با شیطان همبازی نشویم

واسباب بازی هایمان «نکذب بیوم الدین »نباشد.

 

وهمیشه پیش از آغا بازی درگوش یکایک

بازیکنان می خواند:

 

«خواهی نخوری زتیم ابلیس شکست

باید به دفاع دل ودیده نشست

چوشوت شودبسوی دل توپ گناه

دروازه دل بروی آن باید بست»

 

دبیر هنر می گفت:

زندگی کردن مانند کشیدن تابلوی نقاشی است.بااین تفاوت که پاک کن ندارد. دقت کنید نامه اعمال و کارنامه افکار خود رابیهوده

خط خطی نکنید.

 

معلم ادبیات هروز این شعر را زمزمه می کند:

«زندگی ساعت تفریح نیست

که فقط با خوردن آجیل وخوراک

بگذرانیم آن را،

هیچ میدانی ساعت بع چه درسی داریم؟

زنگ اول دینی،آخرین زنگ حساب»

ومربی تربیتی ما اغلب اوقات این شعر را زمزمه می کند که:

عیب کار از جعبه تقسیم نیست

سیم سیار دل ما سیم نیست

تا خدا صدها هزاران طول موج

دیش احساسات ما تنظیم نیست

تاکید همیشگی معلم دینی بر این است که :

اگر در زنگ دین کوتاهی کنیم در زنگ حساب

«لا تنفعهم شفاعه الشافعین »خواهیم بود و هنگامی که می پرسند :

 « ما سالکم فی السقر ؟»

پاسخ مناسبی نداریم ؟!

پس بیایید کاری کنیم که در پایان خیابان

زندگی و آغاز بیابان مرگ ،ابر «والسلام علی

 من التبع الهدی» روی سرمان سایه رحمت

بیندازد ودر بندگی خدا و  زندگی خود

موفق باشیم .

 

پ.ن:  متن بالا برگرفته ازوبلاگ قطاری در ایستگاه است .

 

 

 

 

 


 




"
+تاریخ سه شنبه 30 خرداد 1391ساعت 08:33 ب.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

کجاست جای تو در جمله ی زمان که هنوز...
که پیش از این؟ که هم اکنون؟ که بعد از آن؟ که هنوز؟

چه قدر دلخورم از این جهان بی موعود؛
از این زمین که پیاپی ... و آسمان که هنوز...

جهان سه نقطه پوچی است، خالی از نامت؛
پر از «همیشه همین طور» از «همان که هنوز»

همه پناه گرفتند در پی «هرگز»
و پشت «هیچ» نشستند از این گمان که «هنوز»

ولی تو «حتما»نی و اتفاق می افتی!
ولی تو «باید»ی ای حس ناگهان که هنوز...

در آستان جهان ایستاده چون خورشید؛
همان که می دهد از ابرها نشان که هنوز...

شکسته ساعت و تقویم، پاره پاره شد
به جست و جوی کسی، آن سوی زمان، که هنوز

محمد سعید میرزایی




"
+تاریخ جمعه 26 خرداد 1391ساعت 10:02 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

تصاویری که در زیر مشاهده می کنید سبک جدید نقاشی معروف به نقاشی چهار بعدی می باشد که توسط

یک دختر چینی به تصویر کشیده شده است .

در این سبک نقاشی لبه های تصاویر جوری رسم می گردد که یک بعد اضافی به نقاشی داده و هر کسی تصور وجود واقعی بودن تصاویر را در خود احساس می کند .


 

 

خوشتون اومد ؟؟!




"
+تاریخ شنبه 13 خرداد 1391ساعت 05:08 ب.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()

 سلام دوستان .

 فقط جهت لحظه ای   لبخند     تقدیم شما



 نیست ایام امتحاناس .... خواب بعدا زظهر و صبح  می چسبه ....!







"
+تاریخ سه شنبه 2 خرداد 1391ساعت 07:55 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()