تبلیغات
تو یک لحظه پرنده باش
پریدن باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد
215
 وقتی دیدمت ان روز  و البته هر صبح روز های دیگر فکر  کردم تو چه قدر خوشبختی یه جورایی 

 هم دلم سوخت برای خودم  برای خیلی های دیگر که صبحشان مثل تو اغاز نمی شود اصلا بذار

راستش را بگویم حسودیم شد به تو  به شروع پر شور  هر صبحت به متفاوت بودن " بابا یت "

اخر کدام کودک این شهر بابا یش هر صبح  بارانی
  یا افتابی فرقی نمی کند

 کوله ی پسرش را می گذارد پشتش ,دست هایش  را هم می گذارد در جیبش

وتو  هر چه قدر با قدم های کو چکت گام بر می داری باز هم به اندازه چند گام بزرگ بابا ازش

فاصله داری .. بابا دست هایش در دست تو نیست ولی هر صبح که کوچه های مدرسه را طی

می کنی برایت آواز های شاد می خواند  باران باشد یا افتاب  شاد باشی یا ناراحت بابا  هر

روز برایت آواز های شاد می خواند.

به اندازه همه فاصله ی  کوچه های خانه تا مدرسه ... بابا برایت آواز می خواند.

آخر کدام کودک این شهر ....


                        naghmehsara.ir-019.jpg



"
+تاریخ پنجشنبه 5 دی 1392ساعت 08:56 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()