تبلیغات
تو یک لحظه پرنده باش
پریدن باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد
امشب دلم هوایی تازه می خواهد .....

هوایی که من و باشم و تو ......

و بغض های مانده در گلو .....

و حرف های مانده در نگاه .....

و دلتنگی های همیشگی ....

و اشک های جاری از چشمهایم .....

امشب   چه قدر هوای دلم خوب است ...

هوایی که من هستم و تو ...

امشب تو را واسط خودمان کردم

که حرف هایم فریاد نشود ..

که خواسته هایم نردبانی نباشد..

بر روی شانه های دلشکسته ای...

که بغض هایم وقتی ترکید

نمکی نپاشد بر  روی زخمهای قدیمی

امشب بگذار یک امشب هم که شده

همه ی ستاره و ماه و اسمانت

به من و تو حسودیشان شود ...

یک امشب هم که شده بگذار

با هم قدم بزنیم در دیار تو ...

و من اشک بریزم ومن هی برایت بگویم

هی برایت گله کنم ... و هی برایت نیاز ....

یک امشب هم که شده وقتی فرشته هایت را از ان بالا می فرستی در خانه دلم

وقتی  راه بندان میشود ان بالا ....

وقتی بار فرشته هایت سنگین می شود از

توبه های که شکستم....

گناه هایی که ....

قرار هایی که یادم رفت...

بدان که همه ی دلخوشیم ..

به این است ..

یا غفار الذنوب  یا ستار العیوب




مرد بودن به خیلی چیز هاست ...

مرد بودن به معرفت است  ومرام ...

به ایثار است و از خوگذشتگی ...

به وفا هست و کرم ...

به دلی نشکستن هم هست ..

به عفو هم هست ...

به نباختن هست ...

اما نباختنی که دل شکسته ای توش نباشه ..

نباختنی از جنس خاص ...

مرد بودنی از جنس

علی

مرد بودنی از جنس یه دل یزرگ و اسمونی

نه

مرد بودن یه چاقو و زنجیر نیست

به  فریاد زدن و صدا بلند کردن  نیست ..

به قلدری و زور و بازو نیست ...

به تهدید و کتک کاری نیست ...

اینها نامردی هم نیست ...

باید گفت   نا آدمی  ست .




خوب من !  به خاطرم بسپار که

هیچ ساعاتی به زیبایی ساعاتی

که با تو هستم نیست ....





"
+تاریخ دوشنبه 7 مرداد 1392ساعت 06:45 ب.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()