تبلیغات
تو یک لحظه پرنده باش
پریدن باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد

باران چقدر باید بباری تا دریا شوم؟

چند هزار درخت باید در من بروید تا جنگل شوم؟

روح سبز و ساحلی من در من نمیگنجد.

شبها ماسه ها را در آغوش میگیرم اما خوابم نمی برد!

 

کاش میدانستم چقدرخوب بودن نیاز است تا پروانه شدن.

شالیها را درو کردند و پاییز شد

امسال هم نیاموختم چگونه شالیزار شوم.

چقدر بخشش نیاز است تا تکه ای ازخدا شوم؟

آنقدر قالبم کوچک شده که از خدا شدن هم ارضا نمیشوم.

اینجا جای من نیست

بالهایی برای پریدن میخواهم ...


امین ازاد 


وقت هایی که بی کاری  می شود بنشینی کنار گل ها و موسیقی زیبایی انها را با دل بشنوی  

 

من موسیقی کا کتوس ها را بیشتر دوست دارم ..... نگاه به اونها آرامشی عجیب بهت می ده ...

 


زیبایی این موسقی و احساس وقتی بیشتر که کا کتوسی با همه ی زیباییش گل هم بده مثل  این

من تا حالا گلشو ندیده بودم ... یه کم به نظرم عجیبه ولی بی نهایت زیباست  ... اسمشو هم نمی دونم

اگه کسی می دونه بگه ...

  


+  امروز  تولد دو دوست و همکار عزیز رو تبریک می گم ...

معلم صفر کیلومتر ( امین فرخیان ) عزیز که هم تولد خودشه و هم یک سالگی وبلاگ بسیار پر بار و زیباش

که خیلی براش زحمت می کشه ... صمیمانه تبریک می گم بهش خیلی چیز ها از وب پر بارت آموختم .. تندرست باشی

 و تو لدتون مبارک .

و دوم  پروای گیلان عزیز ( شاعر کوچه های بارانی ) .... که امروز تولدشونه و من صمیمانه بهش تبریک می گم و براش  تندرستی و موفقیت های  بیشتر 

ارزومندم  اموزگار بودن فرصتی است برای   تولد  و تولد ها .... اگر با عشق و دل بیاموزی ...   چیزی که در نگاه و قلب مهربان اموزگار دیارمان آموختم

 تولدت مبارک پروای عزیز.

باور کن

زمستان سردتراز  نگاهت

وپاییز بارنده تر از دیدگانم نیست

حال می خواهی بهار بیا یی یا تابستان

دیگرفرقی نمی کند

من همه را تجربه کرده ام

اما بدان فصل من فصل رفتن است 

                                                    پروای گیلان






"
+تاریخ دوشنبه 17 تیر 1392ساعت 08:20 ق.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()