تبلیغات
تو یک لحظه پرنده باش
پریدن باور پرنده ایست که به پرواز می اندیشد
  

تو دلت سفر می‌خواست

من، نه

ولی حالا هر غروب

مرا به سفرهای دور می‌برند دُرناها...

2

سفر

مرا از تو به هیچ‌کجا نمی‌بَرَد

پشت سرم آب نریز!

3

سفر از چشم‌های تو مَحال بود

که ممکن شد

مرگ که دیگر محال نیست!

4

به خیالِ تو اعتباری نیست

گاهی هست، گاهی نیست.

باید

با خیال خودم سفر کنم!

5

مرزها

زبانِ فاصله را نمی‌فهمند.

هرچه دورتر می‌روم

نزدیک‌ تر می‌شوی


                 رضا  کاظمی



برای نمایش بزرگترین اندازه كلیك كنید


                     گاهی اوقات از نردبون بالا می ری تا دست های خدارو بگیری


                غافل از این که خدا اون پایین وایستاده نردبونو گرفته تا تو نیفتی .


                            ...........................


               اگه نگاهت همیشه به بالایی باشه دیگه دلت از این پایینیا نمی گیره !


                         ............................... 


پ.ن:   خدایا هوای زمینت بد جور  الوده شده ......... تعطیل نمی کنی ؟!





"
+تاریخ چهارشنبه 1 خرداد 1392ساعت 08:22 ب.ظ نویسنده tayebe.s نظرات ()